یادداشتی بر داستان کوتاه «معصوم اول» نوشتهی هوشنگ گلشیری
شانزدهم اکتبر 2022
میرعابدینی اینبار، با کنار هم چیدنِ دو داستان عزاداران بَیَل و معصوم اول، امکان مقایسهی دو شیوه از انواع روایت ترس را برایمان فراهم میآورد: یعنی روایت (دانای کل) عینی و نامهنگاری. اما پیش از بررسی فرمیک، لازم است تا از چندوچون محتوا بپرسیم؛ اینکه آیا اصلاً کیفیت و مفهوم ترس در عزاداران بَیَل و معصوم اول با هم تفاوتی دارند؟ هم آری و هم خیر. درست است که گلشیری هم مانند ساعدی، معصومهای چهارگانهاش را به صورت یک مجموعه در بخش دوم کتاب «نمازخانهی کوچک من» منتشر کرده است، اما داستانهای این مجموعه به ظاهر هیچ ارتباطی با هم ندارند؛ این یعنی خلاف آن پیوستگی رواییای که داستانهای عزاداران بَیَل را به هم مرتبط میکند. پس در اینصورت عامل ارتباطی معصومهای گلشیری چیست؟ در واقع آنچه که آنها را به هم پیوند میزند اتحاد پیرنگ است نه وابستگی روایی؛ پیرنگی که اتفاقاً درست مثل ساعدی و بَیَلیهای داستانش، عمدتاً روی باورها و اعتقادات خرافی متمرکز میماند. جالبتر اینکه گلشیری دقیقاً از همین تناقض به نفع کشف و شهودِ تکنیکهای روایی برای معصومهایش استفاده میکند.
فرمت نامهنگاری در معصوم اول نیز، در راستای همان کشف و شهودهای تکنیکی، با دستکاریهایی همراه است. در واقع روایت گلشیری با روایت نامهای که میرصادقی در کتاب عناصر داستان دستهبندی کرده تفاوتهایی دارد. مهمترین این تفاوتها تنه زدن این نوع روایت به تکگویی درونی است. یعنی همان چیزی که گلشیری با استفاده از آن در پس بازگویی اتفاقات روستا از هر سه فرم اول، دوم و سومشخص برای روایت بهره میگیرد که هر کدام به ترتیب برای روایت تجربههای شخصی، خطاب قرار دادن گیرندهی نامه و گزارش اتفاقات روستا در داستان بهکار رفتهاند.
نقاشی ندیمهها اثر دیهگو ولاسکِس - قرن 17 - Las Meninas, by Diego Velázquez (1656)
اما آنچه که بیشتر از همه داستان گلشیری را متمایز می کند مسئلهی بازی با موقعیت خواننده است. خاصیتی که در پاسخ به کیستی/چیستی خواننده نمود پیدا میکند و مستقیماً به فرمت نامهنگاری وابسته است. در تاریخ هنر نیز نقاشان پرشماری ایدهی بازی با موقعیت مخاطب را در آثارشان بهکار بردهاند. در این میان نقاشی ندیمهها
(La Meninas) اثر دیهگو ولاسکِس (Diego Velazquez) بهترین نمونه است. چرا که با پاسخی چند لایه به کیستی/چیستی مخاطب، لایهی جدیدی را به مفاهیم نهفته در نقاشی (به معنای عام کلمه) اضافه میکند. کاری که گلشیری هم در حالتی تخفیف یافته و متناسب با بضاعت و قدمت داستان کوتاه ایرانی در معصوم اول پیاده کرده.
نکتهی جالب اینکه نقاشی ندیمهها همزمان امکان تعریف چهار موقعیت متفاوت را برای مخاطب فراهم میآورند:
-
نقاشی بازنماییِ انعکاس یک تصویر درون آینه است (به این معنا که همهی شخصیتهای تصویر شده در حال نگاه کردن به یک آینه هستند) و در واقع مخاطب نیز، به عنوان یکی از اعضای حاضر در اتاق و همراه آنها، در حال نگاه کردن به همین آینه میباشد.
-
با توجه به تصویر منعکس شده در آینه (که شمایل پادشاه و ملکه را بازنمایی میکند)، تماسچشمی پنج نفر از شخصیتهای درون نقاشی با مخاطب و نقطهنظری از اتاق که نقاشی به واسطهی آن کشیده شده است، مخاطب یا پادشاه است یا ملکه.
-
در ادامه استدلال قبلی و با توجه به اینکه موقعیت جغرافیایی دقیق پادشاه و ملکه نامشخص است، این امکان وجود دارد که مخاطب به عنوان نفر سوم تمام اتفاقات در حال وقوع را نظاره می کند.
-
مانند تمام آثار نقاشیِ دیگر مخاطب به بازنمایی یک تصویر روی صفجهی دو بعدیِ بوم نگاه میکند.

No Comments.