ادبیاتی که وام‌دار معماری شد (1)

یادداشتی بر داستان کوتاه «دریچه» نوشته به‌روژ ئاکره‌ییپانزدهم می 2022 ورای صراحت کلام، سادگی در انتخاب واژگان، و نشانه‌شناسی دقیق عناصر داستان، آنچه دریچه را از دیگر داستان‌های این مجموعه متمایز می‌کند، ارتباط میان فضا و پیرنگ است. تصمیم ئاکره‌یی در نمایش تقابل دو جهان، یا به عبارتی دیگر، تقابل دو نسل، در موقعیت فضایی ویژه‌ای تحقق می‌یابد؛ موقعیتی که ساخته شدنش پیش از هرچیز دیگری به جهان معماری وابسته است. در دنیایی که ئاکره‌یی پیش‌روی خواننده ترسیم می‌کند، این عناصر معماری‌اند که پابه‌پای شخصیت‌ها روایت را پیش می‌برند. ترکیب دیوار، به عنوان عنصر فضایی جداکننده، و در، به عنوان …
May 15, 2025
 · 
1 min read

ادبیاتی که وام‌دار معماری شد (2)

یادداشتی بر داستان کوتاه «همسایه» نوشته علی امینیسی‌ام ژوئن 2022 هسته‌ی مرکزی داستان «همسایه» از برهم‌نهی روابط انسانی و روابط فضایی متشکل می‌شود، درست همان‌ چیزی که به‌روژ ئاکره‌یی هم در داستان «دریچه» به‌کار برده. از طرف دیگر، همین ویژگی است که این دو داستان را در تقابل با یکدیگر قرار می‌دهد و ارائه دادن تعریف دقیقی از نسبت این دو را از منظری ادبی به چالش می‌کشد. گویی که دو داستان «همسایه» و «دریچه» در موقعیتی الاکلنگی نسبت به یکدیگر قرار گرفته‌اند. موقعیتی که در عین ایجاد شباهت ساختاری، این دو را به طرز متناقضی از یکدیگر متمایز می‌کند. …
June 30, 2023
 · 
1 min read

این نامه برای که بود؟

یادداشتی بر داستان کوتاه «معصوم اول» نوشته‌ی هوشنگ گلشیری شانزدهم اکتبر 2022 میرعابدینی این‌بار، با کنار هم چیدنِ دو داستان عزاداران بَیَل و معصوم اول، امکان مقایسه‌ی دو شیوه از انواع روایت ترس را برایمان فراهم می‌آورد: یعنی روایت (دانای کل) عینی و نامه‌نگاری. اما پیش از بررسی فرمیک، لازم است تا از چندوچون محتوا بپرسیم؛ اینکه آیا اصلاً کیفیت و مفهوم ترس در عزاداران بَیَل و معصوم اول با هم تفاوتی دارند؟ هم آری و هم خیر. درست است که گلشیری هم مانند ساعدی، معصوم‌های چهارگانه‌اش را به صورت یک مجموعه در بخش دوم کتاب «نمازخانه‌ی کوچک من» منتشر …
October 16, 2022
 · 
1 min read

ایستگاه‌های ترس و تعلیق

 یادداشتی بر داستان کوتاه «عزاداران بیل» نوشته‌ی غلام‌حسین  ساعدی چهارم اکتبر 2022 پیش از بررسی آنچه ساعدی برای ایجاد ترس در داستانش تدارک دیده، لازم است تا از چگونگی خلق کیفیت ترس صحبت کنیم. به همین منظور برای چند لحظه از دنیای ادبیات فاصله می‌گیریم و به مدیومی که در خلق این کیفیت ملموس‌ترین نمونه‌ها را فراهم آورده نقب می‌زنیم: یعنی سینما و البته سینما به معنی ساده‌ترین فرم آن. در این دنیای ساده‌شده‌ی سینمایی، دوربین یکی از اصلی‌ترین ابزاری‌ست که امکانات لازم برای ترساندن مخاطب را فراهم می‌آورد؛ امکاناتی که عمدتاً در پاسخ به یک سوال مهم به وجود …
October 4, 2022
 · 
1 min read

می‌گویم چه شد تا بپرسی: «چگونه؟»

یادداشتی بر داستان کوتاه «مسابقه» نوشته ناهید طباطباییچهاردهم می 2022 از همان جمله‌ی اول حساب خواننده با داستان صاف است. کسی مرده؛ از بالای پنجره پایین افتاده و مرده. حالا دیگر خواننده به جای «چه شد؟» باید بپرسد «چطور این‌طور شد؟». این یعنی ارجحیت روند بر نتیجه در داستان «مسابقه». اما سوال مهم‌تری که برای شناخت ساختار این داستان باید پرسید این است که: طباطبایی چطور با به خدمت گرفتن عناصر و امکانات داستانی روند داستانی را روایت می‌کند؟ پاسخ به این سوال را می‌توان در سه بخش صورت‌بندی کرد: شخصیت‌پردازی، موقعیت داستانی، تکنیک روایی. بخش مهمی از شکل‌گیری روند …
May 14, 2022
 · 
1 min read

موتور منوچهر روغن‌سوزی دارد

 یادداشتی بر داستان کوتاه «کیمیاگری در خیابان» نوشته‌ی غ. داوود (منوچهر صفا) بیست‌وسوم مارچ 2022 از استثنائات که بگذریم، آنچه طنزپردازان را از دیگر نویسندگان متمایز می‌کند، نه برتری تکنیکی یا کیفی‌ست و نه استعداد منحصر به فرد. بلکه موضوع بر سر شیوه‌ی نگرستین به اتفاقات پیرامونی‌ست. بر همین اساس حتی موقعیت‌های خنده‌دار هم به خودی‌خود متضمن خلق طنز نخواهند بود. که چه فراوانند موقعیت‌هایی که طنازانه تجربه می‌شوند اما روی کاغذ طنازانه از آب در نمی‌آیند. از همین منظر می‌توان برای کاریکاتورست‌ها و طنزنویسان وجه اشتراکی در نظر گرفت. در واقع هر کدام آن‌ها پیش از توجه به کیفیت …
March 23, 2022
 · 
1 min read

سکه‌اندازان ماهر

یادداشتی بر داستان کوتاه «سگی زیر باران» نوشته نسیم خاکساربیست‌ویکم فوریه 2022 زیستن در مختصات نگفتنی‌ها چیزهای زیادی به تک‌تک‌مان آموخته است؛ مختصاتی که فرهنگش ترویج نگفتن‌ است و تعارف، و سیاستش ترویج یک‌بام‌و‌دو‌هوا. این‌طور می‌شود که حس می‌کنیم از این‌جا رانده‌ایم و از آن‌جا مانده. البته که این سکه‌ی دو رو سیاه هنوز لبه‌ای دارد که اگر بخت یاری کند و پرتاب کننده‌اش ماهر باشد، سکه را طوری سرپا نگه‌ می‌دارد که دو روی سیاهش بر همگان عیان شود. دارم از هنر ظریف نشان دادنِ نگفتنی‌ها حرف می‌زنم. درواقع نسیم خاکسار بهانه‌ای شد برای پرداختن به این سوال؛ که …
February 21, 2022
 · 
1 min read

من در نگاه دیگری

یادداشتی بر داستان کوتاه «لوه» نوشته مسعود فرزانبیست‌وچهارم ژانویه 2022 برای «بودن» یا آنچه که انسان از بودن برداشت می‌نماید تعاریف متنوعی می‌توان اختیار کرد. در واقع پاسخ به چیستیِ جهانِ پیرامون و کیستیِ بشر، همواره یکی از دغدغه‌های اصلی اندیشمندان بوده‌است. در عین حال، چگونگی مواجهه با این سوالات نیز تعیین کننده‌ی رویکردی‌‌ خواهد بود که برای پیدا کردن پاسخ‌ اتخاذ می‌شود. به نقل از اسلاوی ژیژک در توضیح مواجهه‌ی بدوی‌‌اش[1] با نظریه‌ی ژاک لاکان «استفاده از بلوف‌ [های فلسفی] برای مواجهه با مسائل پیچیده کار آسانی‌ست درحالی‌که مطرح کردن سوالات ابتدایی در مواجهه با همین مسائل حقیقتاً کار …
January 24, 2022
 · 
4 min read

از نثرآهنگین و شاعرانگی به تضاد و رئالیسم جادو

یادداشتی بر داستان کوتاه «باد بادآورده‌ها را نمی‌برد» نوشته نادر ابراهیمیبیست و سوم ژانویه 2022 نادر ابراهیمی در شاعرانه نوشتن تبحر دارد و در بعضی از مواقع هم مثل رمان «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» تا حدی به این ساختار شاعرانه پایبند می‌ماند که مجبور می‌شود به قیمت خدشه‌دار شدن درون‌مایه و دیگر عناصر برای داستانش هزینه بپردازد. با وجود این تفاسیر، شاید به سختی بتوان «باد بادآورده‌ها را نمی‌برد» را یک شاهکار ادبی در تاریخ داستان کوتاه ایران به شمار آورد، اما بدون تردید می‌توان آن را یکی از بهترین داستان‌های نادر ابراهیمی در نظر گرفت. چرا که …
January 23, 2022
 · 
1 min read

داستان به روایت دوربین-روی-دست

یادداشتی بر داستان کوتاه «شهر کوچک ما» نوشته احمد محمودبیست‌وچهارم ژانویه 2022 با در نظر داشتن تجربه‌ی آکادمیک فرزان و تسلطش به ادبیات، در برخورد اولیه با داستان «لوه» سوالی در ذهن شکل می‌گیرد؛ اینکه پرداختن به جزئیاتی این‌چنین دقیق چه ضرورتی دارد؟ در جستجوی پاسخ این سوال و به منظور فراهم آوردن شناختی دقیق‌تر، لازم است تا داستان را در لایه‌ی ساختاری‌اش با دقت بیشتری بررسی کنیم. آنچه در اولین برخورد با داستان فرزان جلب توجه می‌کند پرداختن دقیق او به جزئیات است. در واقع نویسنده با کنارهم‌نشینیِ تصاویر، کیفیتی مشابه یک فیلم مستند به داستان بخشیده است. گویی …
January 12, 2022
 · 
1 min read

زبان سرخی که محتوای سبز را به باد داد

یادداشتی بر داستان کوتاه «من، گنگ خواب‌دیده» نوشته‌ی رضا دانشور بیستم دسامبر 2021 پیش از گرفتاری به دام تکلف دانشور باید از چرایی انتخاب این زبان پرسید و به محض مطرح شدن این سوال است که انقطاع میانِ محتوا و زبان در داستان نمود پیدا می‌کند. به عبارتی دقیق‌تر باید پرسید: آیا نمی‌توان با حذف اضافات و لفاظی‌های به‌کار رفته در متن، همین مفاهیم را بدون وارد آوردن هرگونه آسیبی به محتوای داستان به خواننده ارائه داد؟ جالب اینجاست که دانشور با نوشتن «محبوبه و آل» خود به این سوال پاسخ آری داده است. درواقع او در ادامه‌ی سیر کشف …
December 20, 2021
 · 
1 min read

رقص باله‌ی ایرانی

یادداشتی بر داستان کوتاه «خانم فرخ‌لقا صدرالدیوان گلچهره» نوشته‌ی شهنوش پارسی‌پور دوازدهم دسامبر 2021 فرخ‌لقا یا گلچهره؟ می‌فهمی که فرقی نمی‌کند. می‌فهمی که این «یا» از همان اول هم قرار بوده «واو» باشد. می‌فهمی که این‌جا زن یا مرد بودن موضوعیتی ندارد. که پارسی‌پور دست گذاشته روی نقطه‌ی حساس‌تری. البته که همه‌ی این‌ها را سرآخر می‌فهمی. یاد اجرای رقص باله‌‌ی آن مدرسه‌ی آمریکایی می‌‌افتی. آرزو داشتی یک روز سالن تئاتر اسکالا را از نزدیک ببینی. خبر نداری که قرار است وسط هفته‌ی فرهنگ‌وهنر ایتالیا آرزویت برآورده شود. فکرش را هم نمی‌کردی این غربتی‌ها همانی هستند که می‌خواهند برای یک دانشجوی …
December 12, 2021
 · 
1 min read

«آدم وقتی می‌میرد، می‌تواند به چیزهای بزرگ‌تری [خنده‌دارتری] فکر کند.»

یادداشتی بر داستان کوتاه «اعدام» نوشته‌ی حسن تهرانی چهارم دسامبر 2021 «یک روز صبح مرا اعدام کردند ... و من مُردم.» این در واقع خلاصه‌ی داستان تهرانی است و همه چیز در اختصار همین سه نقطه‌ی ما‌بین لحظه‌ی پیش از اعدام تا لحظه‌ی مرگ روایت می‌شود. شوخ‌طبعی[1] نویسنده از همان خط اول هویداست: روایت یک مرده از چگونگی اعدامش. دلیل مرگ: رفاقت با تمساحی آفریقایی که گریه نمی‌کرد. اما آیا انتخاب چنین محتوایی می‌‌تواند به تنهایی تضمین‌کننده‌ی موفقیت داستان باشد؟ برای شناخت بهتر محتوای داستان نگاه جامع‌تری لازم است. کاکرد روانشناسانه‌ی شوخ‌طبعی به عنوان یک مکانیزم دفاعی[2]، کارکردی شناخته‌شده است …
December 4, 2021
 · 
1 min read

هزارتوی امیرشاهی و ریسمان آریادنه

یادداشتی بر داستان کوتاه «معصوم اول» نوشته‌ی هوشنگ گلشیری بیست‌ویکم نوامبر 2021 داستان امیرشاهی، بیرون کشیدن یک روایت است از دل خودگویی‌های تودرتوی یک زن. اما سوال اینجاست که او چطور از گم‌گشتگی خواننده در این هزارتو پیش‌گیری می‌کند؟ اصلاً چه راهی برای فرار از یک هزارتو می‌توان متصور شد؟ آریادنه[1]، اسطوره‌ی یونان باستان و دختر مینوس[2]، استفاده از ریسمان را به ما پیشنهاد می‌دهد.[3] او که عاشق تسئوس[4]، پهلوانی از شهر آتیکا[5]، شده بود، برای نجات جان معشوقش دوک ریسمانی‌ای به او سپرد تا راه بازگشت را بیاید و به او گفت: «فردا از آنها بخواه اول تو را …
November 21, 2021
 · 
1 min read

وقتی موقعیت‌‌ها جای خالی کلمات را پر می‌کنند

یادداشتی بر داستان کوتاه «من هم چه‌گوارا هستم» نوشته‌ی گلی ترقیچهاردهم نوامبر 2021 با نگاهی از منظر تئوری فیلم به داستان گلی ترقّی، باید گفت که قدرت کارگردانی‌اش از قدرت نویسندگی پیشی می‌گیرد و البته این به معنی پیدایش الگویی متفاوت برای روایت یک داستان است؛ الگویی که از ایده‌ی «روایت‌گری فضایی» تبعیت می‌کند. استفان هیث اولین بار این عبارت را در نوشته‌ای نقادانه با همین نام به‌کار برد تا با نگاهی تحلیل‌گرانه در راستای آزمودن شیوه‌های نوین بازنمایی در سینما گام بردارد.[1] در واقع او با تأکید بر «نشان دادن عمل‌های روایی» به جای استفاده سنتی از ابزارهای سینمایی، …
November 14, 2021
 · 
1 min read

میرصادقی و تیم دو میدانی‌اش

یادداشتی بر داستان کوتاه «تاپ تپ» نوشته‌ی جمال میرصادقی هشتم نوامبر 2021 پر واضح است که دنیای داستانی امکانات متعددی برای شخصیت‌پردازی در اختیار نویسنده می‌گذارد. اما میرصادقی، با وجود آزادیِ‌عملی که برای انتخاب این امکانات در دسترس دارد، کماکان یکی از سخت‌ترین شیوه‌ها را برمی‌گزیند: یعنی استفاده از عناصر خارجی/محیطی به نفع شخصیت‌پردازی. این خود تصمیم جسورانه‌‌ای‌ست که در صورت موفقیتْ درهم‌تنیدگی‌ِ یکپارچه‌ی این عناصر با عناصر داستان را به همراه دارد و در صورت شکستْ کیفیتی کولاژ-گونه و مصنوعی‌ به داستان تحمیل می‌کند. میرصادقی اما، شکست را برنخواهد تابید. به همین منظور هم اعضای تیمش را به دقت …
November 8, 2021
 · 
1 min read

از پوست شهر تا پوستین پدر

یادداشتی بر داستان کوتاه «مرد» نوشته‌ی محمود دولت‌آبادی سی‌ام اکتبر 2021 در پاسخ به این سوال که انسجام عناصر داستانی‌ِ «مرد» ریشه در کدام تصمیمات نویسنده دارد می‌توان داستان را از زوایای متفاوتی مورد تحلیل قرار داد. اما چیزی که آن را متمایز می‌کند مسئله‌ی خلق موقعیت است؛ موقعیت‌هایی که اتفاقاً به دلیل مختصات فضایی مشخص‌شان، عمل‌های داستانی مرتبطی را به عنوان مظروف در درون خود می‌گنجانند. در واقع با بررسی این فضاها و عناصر معماری در داستان، هم سازماندهی فضایی آن شناسایی می‌شود، هم تأثیرات ناشی از این سازماندهی بر تعریف روابط میان شخصیت‌ها و اتمسفر داستان روشن می‌گردد …
October 30, 2021
 · 
1 min read

نامه‌ها، این فرزندان عقیم ادبیات

یادداشتی بر داستان کوتاه «ابر بارانش گرفته‌ست» نوشته‌ی شمیم بهار بیست‌وچهارم اکتبر 2021 تنها شدن، دور بودن از هم‌صحبتی که به تمامی دریابدت ، ناتوانی در ابراز آنچه که باید رودررو گفته می‌شد، واگوییِ آخرین حرف‌های سربازی گریان از پشت خاکریز‌ها، یا شاید بهانه‌جویی برای گفتگو با خویشتنِ خویش، همه و همه انگیزه‌هایی بودند که وادارمان می‌کردند کاغذ و قلم به‌دست بگیریم و به آن دیگری نامه بنویسیم. اما اکنون که به اقتضای این زمانه‌ی پر آشوب و مملو از ابزارهای ارتباطی، هنر ظریفِ نامه نوشتن را در تعلیقِ گذشته وا می‌نهیم، آیا جایگزین مناسبی برای نامه‌نگاری یافته‌ایم؟ آیا اصلاً …
October 24, 2021
 · 
1 min read

آقای نویسنده حواسش هست

یادداشتی بر داستان کوتاه «آقای نویسنده تازه‌کار است» نوشته‌ی بهرام صادقی دهم سپتامبر 2021 بی‌تردید یکی از معیارهای تشخیص میزان تسلطِ نویسنده به حوزه‌ی داستان، توجه به آگاهی‌اش در به‌کارگیری ابزارهای داستانی است؛ یعنی آنچه که بهرام صادقی در سطحی پیشرفته‌ به داستان آقای نویسنده تازه کار است وارد می‌کند. در واقع کار صادقی از این حیث در دو سطح قابل بررسی است: یکی استفاده از فرمتی که می‌توان آن را دو داستان و سه راوی ‌نامید و دیگری تعمد در تمهیداتِ داستانی.  دو داستان و سه راوی در اینجا فرمی که آگاهانه برای داستانِ آقای نویسنده‌ تازه‌کار است انتخاب …
September 10, 2021
 · 
1 min read

نقشه‌ای یک‌به‌یک از ذهن کوکب‌سلطان

یادداشتی بر داستان کوتاه «به کی سلام کنم؟» نوشته‌ی سیمین دانشور سوم سپتامبر 2021 مل تامپسون معتقد است که «هویت شخصی-آنچه من نامیده می‌شود-[در اصل] روند ساختن و به‌کاربردن یک نقشه است؛ نقشه‌ای با مقیاس یک‌به‌یک. نقشه ای ... در ابعاد واقعی که ذهنمان آن را بر روی جهان هستی می‌اندازد.»[1] به نظر می‌رسد دانشور نیز تلاش دارد تا در داستان به کی سلام کنم؟ به شیو‌ه‌ای مشابه نقشه‌ای از جهان‌بینی کوکب‌سلطان به خواننده ارائه دهد. اما آنچه که حائز اهمیت است شیوه‌ی دستیابی به چنین نقشه‌ای‌ست؛ یعنی همان تکنیکی که دانشور برای فرم‌دادن به داستانش از دنیای داستان‌نویسی وام …
September 3, 2021
 · 
1 min read

Houman Riazi © 2025  All Rights Reserved