چرخشِ داستان، چرخش واقعیت
· August 13, 2021
· 1 min read
یادداشتی بر داستان کوتاه «ماهی و جفتش» نوشتهی ابراهیم گلستان
سیزدهم آگوست 2021
گلستان پیش از هر چیز به ما یادآور میشود که نه تنها میتوان با کمترین کلمهها بیشترین مفاهیم را روایت کرد، بلکه در عین حال میتوان ماهیت داستانی را هم از خدشهدار شدن دور نگاه داشت. او با پیرایش عناصر داستانی (مفهوم مرکزی، درونمایه، ایدهی، موضوع و پیرنگ) و صحنهپردازی (زمان و مکان) و تبدیل هرکدام به سادهترین شکل ممکن ما را وادار میکند تا بپذیریم به همان اندازه که یک درخت بدون شاخ و برگ هنوز یک درخت باقی میماند، داستانکِ او هم در عین ایجاز هنوز یک داستان است؛ داستانی که اتفاقاً در میان طیفی از دوگانه ها واقع میشود و جایگاهش را با طرح سوال تا بیرون از داستان در ذهن خواننده میگستراند. اینکه چرا مرد به تماشای آبگیرهای دیگر میرود؟ یا چرا این کودک است که وجود دیوارهی شیشهای را به مرد گوشزد میکند؟ یا اینکه آیا واقعاً شیشهای پشت آکواریوم وجود دارد؟ و سوالاتی از این دست، باب گفتگو دربارهی مسائل روانشناسی، فلسفی و حتی (به شیوهای سمبولیک) اجتماعی را خواهد گشود. اما مسئلهی مهمتر پیبردن به چگونگیِ تحققِ این فریبایی در داستان است. گلستان این فریبایی را با چیدنِ هوشمندانهی شاخ و برگ داستانش و تأکید بر روی فرم ممکن میکند. در واقع، او با بهرهگیری از تکنیکِ فرمیِ چرخش کیفی [1] طیف دوگانههایی که بستر مفهومی داستان بر روی آن استوار شده را برای خواننده پر رنگ میکند؛ یعنی درست زمانی که پیرزن و کودک وارد داستان شده اند. حضور این شخصیتها (خصوصاً کودک) است که قالب تک گویِ داستان را میشکند و دیالوگ پدید میآورد. این یعنی امکان شنیدن صدایی غیر از صدای شخصیتِ محوری داستان. چون تا پیش از شروع مکالمه با کودک، راوی با ایستادن در سطح واقعیت فقط برداشتهای محدود به ذهنِ مرد را روایت میکند. اما با شروع مکالمه این کودک است که واقعی بودن برداشتهای مرد را زیر سوال میبرد و به او یادآور میشود که ماهیِ دوم تصویر منعکس شده روی شیشه است؛ یعنی همان تحولی که خواننده را با مجموعهای از سوالات بی جواب تنها میگذارد. در ادامهی جوابِ سوالی که پیشتر مطرح شد میتوان گفت که گلستان فریبایی داستانش را مدیون استفاده از همین چرخش است؛ چرخشی که هم واقعیتِ روایت شده را دفرم میکند و هم داستان را در آخرین سطور به تکامل میرساند. ■
[1] ماریو یوسا در کتاب نامههایی به یک نویسنده جوان و در نامه هشتم به شرح و تفصیل چرخش و جهش کیفی پرداخته است. (نامههایی به یک نویسنده جوان، ماریو بارگاس یوسا، ترجمه رامین مولایی، انتشارات مروارید)
No Comments.