موتور منوچهر روغنسوزی دارد
· March 23, 2022
· 1 min read
یادداشتی بر داستان کوتاه «کیمیاگری در خیابان» نوشتهی غ. داوود (منوچهر صفا)
بیستوسوم مارچ 2022
از استثنائات که بگذریم، آنچه طنزپردازان را از دیگر نویسندگان متمایز میکند، نه برتری تکنیکی یا کیفیست و نه استعداد منحصر به فرد. بلکه موضوع بر سر شیوهی نگرستین به اتفاقات پیرامونیست. بر همین اساس حتی موقعیتهای خندهدار هم به خودیخود متضمن خلق طنز نخواهند بود. که چه فراوانند موقعیتهایی که طنازانه تجربه میشوند اما روی کاغذ طنازانه از آب در نمیآیند. از همین منظر میتوان برای کاریکاتورستها و طنزنویسان وجه اشتراکی در نظر گرفت. در واقع هر کدام آنها پیش از توجه به کیفیت طنز در ذات سوژهها، تلاش دارند تا به هر سوژهای از منظر طنز نگاه کنند. به همین دلیل است که برآورد یک کاریکاتوریست از اجزای صورت سوژه با آنچه که دیگران میبینند تفاوت دارد و یک نویسنده میتواند در دل موقعیت سادهی خریدن بلیط اتوبوس کیفیتی طنز ببیند. این آخری دقیقاً کاریست که منوچهر صفا با داستانش کرده. او در «کیمیاگری در خیابان» به دو کیفیت طنزپردازی توجه نشان داده است؛ یکی نگاه طنز به موقعیتهای روزمره و دیگری استفاده از روایت کاریکاتوری و اغراقآمیز. او با انتخاب موقعیت سادهی خریدن بلیط اتوبوس از باجهی بلیطفروشی به ما ثابت می کند که برای طنزنویسی الزاماً به سوژهای ذاتاً طنز نیاز نیست. در عوض میتوان با نگاه کردن به پدیدههای ساده از پشت عینکی طنز آنها را به موقعیتهایی کمیک تبدیل کرد. در ادامه نیز، برای تشدید طنز داستانش از روایتهای اغراق شده استفاده میکند.
«... پیرمردی است کوتاه و خشکیده و یحتمل چکیدهی شش هزار سال هنر ملیِ ایران.»
«... بررسی دقیق در لایههای وجودش [پیرمرد بلیطفروش] انتساب او را به اوایل دوران چهارم زمینشناسی محقق خواهد ساخت.»
«... به سبب لرزش دستها، استکان در نعلبکی ضرب گرفته و آهنگی خوش به شعاع ده متر پراکنده است.»
«... طبعاً خیل منتظرات یکی دو بار خط استوا را دور زده است.»
البته که انتخاب این شیوه از روایت طنز شمشیری دو لبه است که همواره داستان را با خطر بیمزگی و لوس شدن تهدید میکند؛ یعنی همانچیزی که در گوشههایی از داستان «کیمیاگری در خیابان» طنز روایت را خدشهدار کرده. البته به نظر میرسد به دلیل تداوم این اغراقهای بیمزه بتوان تا حدودی این شیوه از جهانبینی را به راوی-شخصیت داستان نسبت داد اما به هر تقدیر نقد وارد شده بر انتخاب نویسنده جای تأمل دارد.
با همهی این تفاسیر، منوچهر صفا به ما شیوهای از نگاه کردن به پدیدهها را نشان میدهد که برای پیدا کردن موقعیت طنز معطل نمیماند. او به واسطهی دقیق شدن بازیگوشانهاش در اتفاقات ساده و روزمره یک ماشین طنزپردازی ساختهاست؛ ماشینی که هرچند چفتوبست چرخدندههای طنزش محکم است اما در نحوهی روایت اغراقآمیز اتفاقات روغنسوزی دارد. ■
No Comments.